سیره تربیتی امام حسن عسکری علیه السلام

شهر قم همواره شهر عشاق اهل بیت بوده است. پس از هجرت حضرت معصومه سلام الله علیها به قم و مهاجرت سادات علوی به این شهر، قم به عنوان محل تجمع شیعیان و یکی از مراکز مهم شیعی مطرح شد. چنان چه امام صادق علیه السلام این شهر را حرم اهل بیت علیهم السلام خوانده است.

از روزی که اسلام وارد خاک ایران شد، مردم قم در ابراز ارادت به آل الله زبانزد خاص و عام بودند و ارتباط علمی عاطفی خویش را با ائمه به رخ تاریخ کشیده اند. این ارتباط در زمان امام عسکری علیه السلام جلوه خاصی داشت. انتخاب احمد بن اسحاق قمی که از یاران خاص حضرت بود به عنوان نماینده امام در شهر قم نشان از عظمت این شهر و نگاه خاص این حضرت به مردم قم دارد.

هم چنین نامه امام به مردم این شهر و توصیفاتی که نسبت به آنان دارد، بیانگر اهمیت این شهر نزد امام و میزان نزدیکی مردم قم و امام عسکری علییه السلام در این دوران است.

میلاد امام عسکری علیه السلام بهانه خوبی است تا تاریخ را ورق بزنیم و آنچه را امام عسکری برای مردم قم بازگو کرده اند مرور کنیم شاید امروز سبک زندگی سیاسی اجتماعی ما بیشتر رنگ و بوی اهل بیت به خود بگیرد....

سوال:

دعایی که امام حسن عسکری علیه السلام به اهل قم آموخت چه بود؟

پاسخ:

شواهد موجود در منابع حاکی از رابطه و تعاملات محکم مردم قم با امام حسن عسکری علیه السلام است. پس از هجرت حضرت معصومه به قم و مهاجرت سادات علوی به این شهر، قم به عنوان محل تجمع شیعیان و یکی از مراکز مهم شیعی مطرح شد. چنان چه امام صادق علیه السلام این شهر را حرم اهل بیت علیهم السلام خوانده است.1 در زمان امام عسکری علیه السلام احمد بن اسحاق قمی برای جمع آوری وجوهات و حفظ رابطه خود با مردم قم، از سوی امام در این شهر وکیل بود. او فردی جلیل القدر و از خواص امام بود2 انتخاب چنین شخصیتی نشان از جایگاه مهم قم نزد امام دارد. هم چنین نامه امام به مردم این شهر و توصیفاتی که نسبت به آنان دارد، بیانگر اهمیت این شهر نزد امام و میزان نزدیکی مردم قم و امام در این دوران است. امام در نامه خود مردم قم را کسانی دانست که خداوند به آنان توفیق پذیرش دین حق عطا نمود و محبت عترت را در دل آنان قرار داد و رابطه شان را با اهل بیت علیهم السلام محکم کرد.3 حکومت ها از قم و مردم قم رضایت نداشتند و گاه اعتراضات و شورش های مردم این شهر برای آنان مشکل ساز می شد.4

در دوران حکومت «معتز» عباسی، «موسی بن بغی» که فردی خشن بود حاکم قم شد و بر مردم سخت گرفت. مردم برای رهایی از شر او، از امام حسن عسکری علیه السلام خواستند دعایی به آنان آموزش دهد. امام دعایی به آنان یاد داد تا در قنوت نماز وتر بخوانند.5 در این دعا آمده است:

امام در قالب دعا نکاتی اساسی را برای روشن کردن اذهان مردم بیان کرده است:

1- بیان اوضاع جامعه: ایشان پس از ستایش خداوند، به انحرافات و فتنه هایی که گریبان جامعه اسلامی را گرفته و به ذلت مردم منتهی شده اشاره نموده است. امام عسکری علیه السلام حکومت وقت را حاکمیت غیر امینان بر دین توصیف نموده و از افتادن زمام سرنوشت جامعه به دست کسانی که کاری به جز تباهی و نابودی سرنوشت مردم انجام نمی دهند، به درگاه الهی شکایت نموده است. امام فقر مردم ر بازگو کرده و می فرماید: « با بهرهء يتيم و بيوه‌زنان آلات لهو و لعب خريدارى شد... نه ياريگرى شكم گرسنه را پر مىكند . لذا آنان پاكباختگانى در آستانه تباهى و اسيرانى مسكنت زده و هم‌پيمانان اندوه و خوارى هستند»

2- دریغ شدن حاکمیت از اهل بیت علیه السلام: امام در قسمتی دیگر فرموده است «پروردگارا دستاورد ما پس از تقسيم ، تيول آنان شد» حاکمیت اسلامی را از آن اهل بیت(ع) دانسته که به ناحق از ایشان گرفته شد و حکمرانی از مشورت به سلطه گری تبدیل شد. حاکمیتی که از اهل آن دریغ شد و سرپرستی و مسؤولیت به دست نا اهلان سپرده شد.

3- درخواست نابودی ظلم از خداوند: امام پس از این در فرازی از دعا از خداوند نابودی ظلم و برپایی عدالت را خواسته و فرموده است: «پروردگارا حق را آشكار كن و در تيرگى ظلم آن را جلوه‌گر نما و حيرت را بر طرف ساز» در این بخش از دعا امام به ظهور امام زمان علیه السلام اشاره دارد و برای برپایی حکومت عدل امام دعا کرده است.

4- توصیف روزگار برپایی عدالت توسط امام زمان علیه السلام و دعا برای ظهور امام: در ادامه دعا امام روزگاری را توصیف کرده است که عدالت واقعی برپا خواهد شد؛ روزگاری که حق در همه جا برقرار شده و ظلم از بین رفته و دل ها و اندیشه ها روشن و شادمان است. احکام الهی اجرا شده و گرسنه ای باقی نمی ماند و انسان های خسته از بی داد به آرامش می رسند. امام برای رسیدن چنین روزگاری دعا کرده است.6


ضمایم:

نامه امام علیه السلام به مردم قم و آبه:

« خداوند متعال به بخشش و بزرگوارى و مهربانى خود بر بندگانش منّت گذاشت و پيامبرش محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - را براى بشارت و انذار مبعوث ساخت و شما را توفيق پذيرش دين حق عطا كرد و با هدايت ، شما را گرامى داشت و محبت عترت هدايتگر را در دل گذشتگان شما - خدايشان رحمت كند - و آيندگان - كه سرپرست آنان باشد و عمرشان را در راه طاعت خويش راز كند و نيازشان را بر طرف سازد - غرس نمود ، هر يك از آنان در جادّه صواب گام زدند و به سرمنزل مقصود به رستگارى دست يافتند و پاداش اعمال پيشين خود را يافتند و هر چه پيشاپيش فرستاده بودند به دست آوردند. نيت ما همواره استوار و ثابت بود و دلهايمان با درستى انديشه و رأى شما آرام مىگرفت و پيوند خويشى ميان ما و شما نيرومند بود . وصيّتى كه به گذشتگان ما و شما شده بود و عهد و پيمانى كه از جوانان ما و پيران شما گرفته شده بود همواره استوار و محكم بود و اعتقاد درست بدان دست نخورده ماند ؛ زيرا خداوند ما را به يكديگر نزديك داشته بود و خويشاوندى نزديكى به وجود آورده بود . عالم ( معصوم ) - عليه السّلام - مى‌فرمايد :

« المؤمن اخو المؤمن لامه و أبيه ؛ مؤمن برادر تنى مؤمن است»7

دعای امام برای مردم قم:

ستايش خداى را تا شكرى بر نعمتهايش ، درخواستى براى افزايش آنها ، كششى براى روزيش و اخلاصى براى او - و نه ديگرى - باشد و پناهى باشد از كفران نعمت و الحاد در عصمت و بزرگيش . ستايش خداى را ، ستايش آنكه مىداند هر چه نعمت است از پروردگارش مىباشد و هر چه از عقوبت به دو مىرسد پيامد عمل خودش است و درود خداوند بر محمّد ، بنده ، رسول و برگزيدهء از خلقش و دستاويز مؤمنان به رحمت حق و درود بر خاندان طاهر او و فرمانروايان امرش .

پروردگارا ! تو خود به بيش خواهى از خودت دعوتمان كرده‌اى و دستور داده‌اى تو را بخوانند و اجابت دعا را از بندگانت تضمين نموده‌اى و آن كه را از صميم دل به تو رو آورد و قصد درگاه تو كند نااميد نكرده‌اى و عطا خواهت را دست خالى بازنگردانده‌اى و آن كه خواستار بخششت گردد سرافكنده نخواهد شد . چه كسى به سويت گام برداشت و تو را نزديك نيافت و چه كسى راهى آستانت شد ليكن موانع ، او را از ديدارت بازداشتند ؟ ! و چه كسى بر خواسته‌اش در آستانت پافشارى كرد ليكن از فيض بخشش و درياى كرمت سيراب نشد و چه كسى به كاويدن معدن عطايايى پرداخت اما با گهرهاى گران‌سنگ بازنگشت؟

 پروردگارا ! با همه وجودم قصد درگاهت كردم و دست خواستارم در بخششت را به صدا درآورد و قلبم با خشوع و زارى تمام تو را نيايش كرد . تو را بهترين شفيع خود به سويت يافتم ، قبل از آنكه خواسته‌اى به ذهنم خطور كند يا در ضميرم واقع شود ، آن را مىدانى پس بار الها دعايم را به هدف اجابت برسان و خواسته‌ام را قرين پيروزى كن

پروردگارا! انحراف فتنه‌ها ما را فرا گرفت و پردهء حيرت ، ما را احاطه كرد و ذلت و خوارى در خانه‌هايمان را كوفت و غير امينان در دينت بر ما حاكم شدند و معادن كينه و نفرت - كه احكامت را تعطيل كردند - سرنوشت ما را در دست گرفتند و در راه نابودى بندگانت و تباهى شهرهايت كمر بستند .

پروردگارا دستاورد ما پس از تقسيم ، تيول آنان شد و امارت و حكمرانى از مشورت به تسلط گرويد و پس از برگزيدگى ميراثى براى امت گشتيم ، با بهرهء يتيم و بيوه‌زنان آلات لهو و لعب خريدارى شد و اهل ذمه بر مؤمنان با قدرت حكم راندند و فاسق هر قبيله‌اى به سرپرستى كارهاى آنان برخاست . نه بازدارنده‌اى آنان را از تباهى حفظ مىكند و نه نگهبانى به رحمت در آنان مىنگرد و نه ياريگرى شكم گرسنه را پر مىكند . لذا آنان پاكباختگانى در آستانه تباهى و اسيرانى مسكنت زده و هم‌پيمانان اندوه و خوارى هستند

پروردگارا ! كشت باطل به بار نشست و به اوج شكوفايى رسيد و بدنه‌اش محكم شد و پراكنده‌اش گرد آمد و ثمرش حاصل شد و شاخه‌اش بلند شد و در زمين استوار گشت .

پروردگارا ! دروگرى از حق را فراهم آر تا آن را درو كند و تنه ساقه‌هايش را بچيند و خورد كند و بلندايش را به زير گيرد و خاك‌نشينش كند تا باطل با چهره كريهش پنهان گردد و حق با رخسار و زينت نيكويش آشكار شود .

پروردگارا ! براى ستم پناهى مگذار جز آنكه ويرانش كنى و سپرى منه مگر آنكه واژگونش كنى و كلامى مجتمع مگذار مگر آنكه پراكنده‌اش سازى و سپاهى منه مگر آنكه بىمقدارش كنى و بلندايى منه جز آنكه با خاك يكسانش كنى و پرچم افراشته‌اى منه مگر آنكه واژگونش كنى و سبزه‌زارى منه جز آنكه تباهش سازى .

پروردگارا ! خورشيدش را تيره ، نورش را كاسته و ياد و نامش را فراموش شده كن و سرش را به حق بكوب ، سپاهيانش را پراكنده كن و در دل خاندانش هراس افكن .

پروردگارا ! براى او بقيه‌اى را مگذار جز آنكه نابودش كنى و بنايى منه مگر آنكه با خاك برابرش سازى و حلقه پيوندى مگذار جز آنكه آن را بگسلى و سلاحى منه مگر آنكه كندش سازى و مركبى مگذار جز آنكه تباهش كنى و علمدارى مگذار مگر آنكه سرنگونش سازى .

پروردگارا ! يارانش را پس از يكدلى ، پراكنده ساز و پس از وحدت كلمه ، چندگانه كن و پس از حكم‌روايى بر امت ، سرافكنده ساز. روز عدل را بر ما آشكار كن و آن را روزى جاودانه و بىتيرگى قرار ده و آن را فروغى بدون شائبه قرار ده و بركت و بهره آن را بر ما سرازير نما و آن را بر دشمن عدالت ، پيروز كن و بر مخالف آن يارى ده .

پروردگارا ! حق را آشكار كن و در تيرگى ظلم آن را جلوه‌گر نما و حيرت را بر طرف ساز .

پروردگارا ! بدان ، دلهاى مرده را زنده و انديشه‌هاى پراكنده و مختلف را جمع كن و حدود وانهاده را برپا دار و احكام سست گرفته را استوار كن و گرسنگان را سير كن و تنهاى فرتوت و خسته را آرامش ده ، همانگونه كه زبانمان را به يادش گويا كردى و دعايت را به ذهنمان خطور دادى و ما را توفيق دادى او را بخواهيم و غافلان را بدان آگاهى دادى و محبت او را در دلمان پايدار ساختى و اميد و حسن ظن در ما به وجود آوردى تا مراسم او را به پا داريم .

پروردگارا ! بهترين يقين را دربارهء او به ما عطا كن اى راست‌كننده گمانهاى نيك و اى برآورنده آرزوهاى ديرين .

پروردگارا ! ادعا كنندگان بر تو به دروغ را رسوا كن و خلاف آنچه نوميدان و مأيوسان از رحمت گمان كرده‌اند آشكار كن .

پروردگارا ! ما را سببى از اسبابش ، پرچمى از پرچمهايش و پناهگاهى از پناهگاههايش قرار ده . رخسار ما را با جمالش شاداب كن و با ياريش گرامى بدار . نيت ما را خيرى قرار ده كه بدان ما را بر او آشكار كنى ، دشمن شادمان مكن و زخم زبان آنان را از ما دور كن و منتظران فرود آمدن بليه بر ما را به آرزوشان نرسان

پروردگارا ! تو خود پاكدلى ما را مىدانى و مىبينى كه نمىخواهيم كينه آنان را در دل بپرورانيم و خواستار بدى براى آنان باشيم ، و چون آنان انديشه‌هاى پليد به خود راه نمىدهيم

پروردگارا ! از درون و عيوب ما صفاتى را بر ما آشكار كردى كه ما را از پيش تاختن براى اجراى دستوراتت بازمىدارد . تويى كه به غير مستحقان تفضل مىكنى و به خواستاران مىبخشى و احسان مىكنى پس به ما بر طبق بزرگى ، بخشش ، منت و عطايت ببخش كه هر چه بخواهى انجام مى‌دهى و هر حكمى را اراده كنى به كار مىبندى . ما به تو رو مىآوريم و از همه گناهانمان توبه مى‌كنيم

پروردگارا ! دعوتگر به سويت ، بنده قائم به قسط تو ، نيازمند به رحمت تو و خواهان يارى بر اطاعتت را يارى كن . با نعمتهايت او را فرا گرفتى و پيراهن كرامت به او پوشاندى و محبت اطاعتت را در دل او انداختى و بر اثر محبت تو جايش در دلها استوار گشت و او را توفيق به پا داشتن اوامرت كه مشركان آن را به فراموشى سپرده بودند ، دادى و او را پناه بندگان مظلومت و ياور كسى كه جز تو ياورى ندارد و زنده كنندهء احكام واگذاشتهء كتابت و استوار كنندهء آنچه از آثار دينت نهان شده بود و كننده سنتهاى پيامبرت - سلام و درود و رحمت بر او باد - قرار دادى .

پروردگارا ! او را از تعدى و گزند متجاوزان ايمن گردان و دلهاى مختلف طالبان دين را به وسيله او منور كن و او را در بالاترين مقام ميان قائمان به قسط از تابعان پيامبران قرار ده

پروردگارا ! معاندان ، دشمنانش و آنان را كه اميدى به بازگشتشان به محبتت ندارى خوار كن و با سنگ دوركننده‌ات آن را كه خواهان يورش به دينت و خوار كردن آنست بازدار و بر بىفايدگان و بىسودان خشم گير و بر او منّت گذاشته دشمنان دور و نزديكش را سركوب كن

پروردگارا ! او خود را براى تو آماج دشمنان كرد و در جهت دفاع از مؤمنان با سخاوت از خون خود گذشت و شر مرتدان و متزلزلان را دور ساخت تا آنكه معاصى آشكار را از صحنه خارج كرد و آنچه را عالمان بر خلاف پيمانت كه بايستى آن را آشكار مىكردند ، نهان كرده بودند ، آشكار نمود و به سوى يكتاپرستى دعوت كرد و از همگان خواست برايت همتايى نگيرند كه فرمانش بالاتر از فرمان تو باشد . در اين راه قلبش شرحه شرحه شد و زهر در كام ، پيكار كرد و رنجهايى كشيد كه كسى نكشيده بود و ناهمواريها را بر خود هموار كرد ليكن كسى از مصائب او آگاه نگشت و او هرگز در محبت و دوستيت تغييرى نكرد و كوتاه نيامد . پس بار الها ! با ياريت او را مؤيد كن و كاستى قدرتش را با توان خود جبران نما و با تأييدات خود او را استوار كن و رحمتش را شامل خستگان نما و از انس او محروممان مكن و مانع از اتمام اصلاحات او در ميان امت اسلامى و گسترش عدالت ميان آنها مشو

پروردگارا ! او را كرامتى ده و جايگاه بلندش را در روز قيامت بر او آشكار كن و پيامبرت محمّد را - صلوات تو بر او و خاندانش باد - با نشان دادن پيروانش و پذيرندگان دعوتش خشنود كن و پاداش او را به سبب آنچه از تلاشهايش در راهت ديده‌اى افزون كن و او را در همين زندگى به خود نزديك نما و بر ما رحم كن از آنكه با از دست دادنش زورگويان را قدرت بخشى و دست كسانى را كه دستانمان بر آنان باز بود تا از معصيت بازشان داريم باز كنى و پس از اجتماع در سايه لطفت پراكنده شويم و از ياريش محروم شويم به هنگام دادخواهى .

پروردگارا ! او را از هر گزند حفظ كن و تيرهاى نيرنگ را كه از سوى كينه‌توزان متوجه او و يارانش مىگردد بر طرف كن و يارانش را كه از خانه ، خانواده ، تجارت ، دوستان ، شهر و خويشان به سبب پيروى امامت ، بريدند و مرارتها كشيدند يارى كن و از گزند ، دورشان بدار و پاداشت را بر آنان افزايش ده و با حقيقت آنان ، باطل آنان كه خاموشى نورت را مىخواهند نابود كن .

پروردگارا ! به وسيلهء آنان تمام نقاط روى زمين را سرشار از عدالت و برابرى ، فضل و مرحمت كن و بر حسب بخشش و كرامت سپاس آنان را پاسخ ده و از آنچه براى بندگان برگزيده و برپا دارندگان قسط از درجات عالى و ثواب در نظر گرفته‌اى عطا كن كه تويى انجام دهندهء آنچه خواهى و حاكم آنچه اراده كنى»8


پی‌نوشت:

1. امین، محسن (1371ق)، اعیان الشیعه، بیروت، دارالتعارف، بی تا، ج1، ص 207

2. ابن بابویه قمی(شیخ صدوق)، محمد بن علی (م 381ق)، کمال الدین و تمام النعمه، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، موسسه النشر الاسلامی، 1405 ق ، ص 384

3. ابن شهر آشوب، محمد بن علی(م588ق)، مناقب آل ابی طالب، نجف اشرف، المکتبه الحیدریه، ج4، ص 425

4. طبری، محمد بن جریر 0م 310ق)، تاریخ الطبری، بیروت، موسسه الاعلمی، 1403 ق؛ ج7، ص 183

5. طوسی، محمد بن حسن(م 460ق)، الابواب(رجال طوسی)، تحقیق جواد قیومی، قم، موسسه نشر اسلامی، 1415ق، ص 446؛ ابن طاوس، سید(م 664)، مهج الدعوات، بی جا، کتابخانه سنایی، بی تا، ص63- 67

6. ابن طاوس، همان، ص 75- 79

7. قرشی، باقر شریف، زندگانى امام حسن عسكرى ع، ترجمه سيد حسن اسلامى، قم، جامعه مدرسین، چهارم، 1413ق، ص 82- 83

8. قرشی، همان، ص 213- 223

نظرات

captcha