علت ذکر نشدن نام امامان معصوم علیهم السلام در قرآن
چه بسا ذکر نام این اسامی مبارک سبب می‌شد حریصان به حکومت و ریاست، به نسل کشی بپردازند.خداوند متعال اصول را به صورت کلی و عمومی در قرآن کریم ذکر نموده و تشریح و تبیین مصادیق و جزئیات آن را به عهده پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم و ائمه معصومین علیهم السلام گذاشته است.هر چند قرآن کریم نام ائمه را ذکر نفرموده، ولی در بعضی آیات طوری مشخصات اهل بیت علیهم السلام را ذکر فرموده که اکثر روات شیعه و سنی اذعان دارند که درباره ائمه علیهم السلام نازل شده است.با این که نام امامان ما بنا به دلایلی که ذکر شد و دلایل متعدد دیگر، به طور صریح در قرآن نیامده، ولی ما احادیثی داریم که نام آن بزرگواران را ذکر کرده و این احادیث متواتر و مورد قبول شیعه و اهل سنت است.

سؤال:

چرا اسامی متبرکه امامان معصوم علیهم السلام در قرآن کریم ذکر نشده است؟

پاسخ:

اسامی امامان معصوم علیهم السلام به دلایل ذیل در قرآن ذکر نشده است:

1. چه بسا ذکر نام این اسامی مبارک سبب می‌شد حریصان به حکومت و ریاست، به نسل کشی بپردازند همان طور که در مورد حضرت موسی علیه السلام این اتفاق افتاد و به دلیل این که ایشان متولد نشوند، صدها نوزاد سر بریده شد.1 همچنین در مورد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همین که اشاره‌ای به نسب ایشان شد، خانه‌ی امام حسن عسگری علیه السلام از طرف حکومت وقت به شدّت تحت مراقبت قرار گرفت، حتی شهر سامرا نیز به طور کامل تحت مراقبت مامورین بود تا احیانا فرزندی متولد نشود.2

2.  خداوند متعال اصول را به صورت کلی و عمومی در قرآن کریم ذکر نموده و تشریح و تبیین مصادیق و جزئیات آن را به عهده  پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم و ائمه معصومین علیهم السلام گذاشته است چنانچه در آیه شریفه آمده است: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ‏ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ‏ لِلنَّاسِ‏؛ و ما این قرآن که وسیله یادآوری است را بر تو نازل کردیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان نازل شده است را بیان کنی.» (نحل / 44)

همچنین در حدیثی، ابی بصیر از امام صادق علیه السلام می‌پرسد چرا نام حضرت علی علیه السلام و بقیه ائمه علیهم السلام در قرآن نیامده؟ ایشان می‌فرمایند: « … آيه نماز بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نازل شد و خداوند در آن نام نبرد سه ركعت یا چهار ركعت را تا اين كه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم آن را شرح داد و آيه زكات نازل شد و خدا نام نبرد كه بايد از چهل درهم يك درهم داد و این رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بود كه آن را شرح داد و آيه حج نازل شد و نفرمود به مردم كه هفت دور طواف كنيد تا آنكه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بود آن را شرح كرد براى مردم و این ایه نازل شد: «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ‏» که درباره  على،  حسن و حسين علیهم السلام نازل شد و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم درباره  على علیه السلام فرمود: هر كه را من مولا و آقايم على مولا و آقای اوست».‏3

با توجه به حدیث فوق روشن می‌شود: همچنان که خداوند متعال نماز، زکات، حج و .... را به شکل قانون کلی نازل فرموده و تشریح جزییات آن را به عهده  پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم قرار داده است و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نیز نحوه ی انجام و احکام جزئی آنها را بیان فرموده، در مورد امامت و ولایت هم، همین قانون الهی حاکم است و پیامبر خود به خلافت حضرت علی و اهل بیت طاهرینش علیهم السلام تصریح نموده است، بدون اینکه نیازی به ذکر نام تک تک ائمه علیهم السلام در قرآن باشد.

3.  هر چند قرآن کریم نام ائمه را ذکر نفرموده، ولی در بعضی آیات طوری مشخصات اهل بیت علیهم السلام را ذکر فرموده که اکثر روات شیعه و سنی اذعان دارند که درباره ائمه علیهم السلام نازل شده است، روش قرآن برای معرفی اشخاص به صورت‌های گوناگون بوده است:

الف) معرفی به «نام» : «مُبَشِّراً بِرَسُولٍ‏ يَأْتِي‏ مِنْ‏ بَعْدِي‏ اسْمُهُ‏ أَحْمَد؛ من به شما مژده می‌دهم که پس از من می‌آید، پیامبری که اسمش احمد است.» (صف / 6)

ب) معرفی به «عدد» : «وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ‏ اثْنَيْ‏ عَشَرَ نَقِيبا ؛ و از آنان دوازده سرگروه برانگیختیم.» (مائده /11)

ج) معرفی به «صفت» : مانند آيه شریفه: «الَّذِينَ‏ يَتَّبِعُونَ‏ الرَّسُولَ‏ النَّبِيَ‏ الْأُمِّيَ‏ الَّذِي‏ يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ؛ کسانی که از رسول و نبی درس ناخواندهای پیروی می‌کنند که نام و خصوصیات او را در تورات و انجیل نوشته می‌یابند که آنان را به نیکی دعوت کرده و از بدیها بازشان می‌دارد.» (اعراف / 157)

قرآن همواره انسانها را به تفکر و تعمق دعوت می‌کند؛ در مورد نام ائمه علیهم السلام نیز با توجه به بیان صفات و ویژگی‌های امام در آیات بسیاری ما را به سمت ائمه اطهارعلیهم السلام رهنمون شده است؛ به طور مثال: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ‏ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ‏ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاة؛ و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما مردم را هدایت می کردند و انجام کارهای نیک و برپاداشتن نماز و ادای زکات را به آنها وحی کردیم.» (انبیاء / 73)

همان طور که مشاهده می‌فرمایید ویژگی‌های ائمه علیهم السلام در آیه فوق آمده که مختص ذوات مقدس اهل بیت علیهم السلام است و کسی غیر از ایشان این خصوصیات را ندارد.

4. ما می‌دانیم علاوه بر قرآن احادیث هم یکی از منابع معرفتی ماست و با این که نام ائمه اطهار علیهم السلام به صورت صریح در قرآن نیامده، ولی در احادیثِ بسیار متعدد و متواتر که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به یادگار مانده و مورد قبول علمای بزرگ شیعه و اهل سنت است، نام مبارک امامان دوازده گانه شیعه به صراحت ذکر شده است که در این جا از هر دسته حدیثی به اختصار ذکر می‌شود:

دسته اول: روایات مشترک در منابع شیعی و سنی

«حدیث دوازده خلیفه»  که مورد قبول و استناد شیعه و اهل سنت است و به طور صریح رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خطاب به حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند:«الْأَئِمَّةُ مِنْ‏ بَعْدِي‏ اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ أَنْتَ يَا عَلِيُّ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ الَّذِي يَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ عَلَى يَدَيْهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا؛ امامان بعد از من دوازده نفرند که اول آنها تویى اى على و آخرشان همان قائمى است كه خدا بدستش مشرق و مغربهاى زمين را فتح كند.»4

دسته دوم: روایاتی که فقط در منابع شیعه ذکر شده است

حدیث جابر که پس از نزول آیه اطاعت از پیامبر اکرم پرسید: «یا رسول الله، ما خدا و رسول او را شناخته‌ایم، لازم است اولی الامر را نیز بشناسیم. پیامبر اسلام پاسخ داد: ای جابر، آنان جانشینان من و امامان بعد از من‌اند. نخستین آنان علی بن ابی طالب است و سپس به ترتیب: حسن بن علی، حسین بن علی، علی بن حسین، محمد بن علی که در تورات به باقر معروف است و تو در هنگام پیری او را خواهی دید و هر گاه او را دیدی، سلام مرا به او برسان. پس از محمد بن علی نیز به ترتیب، جعفر بن محمد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی، علی بن محمد، حسن بن علی، و پس از ایشان فرزندش بوده که هم نام و هم کنیه من است. اوست که از نظر مردم پنهان می‌شود و غیبت او طولانی می‌گردد تا آنجا که فقط افرادی که ایمان راسخ دارند، بر عقیده به او باقی می‌مانند»5 و همچنین جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید: «دخلت‏ على‏ فاطمة عليها السلام‏ و بين‏ يديها لوح‏ فيه‏ أسماء الأوصياء فعددت اثنى عشر أخرهم القائم، ثلاثة منهم محمّد، و أربعة منهم علي علیهم السلام؛ بر حضرت فاطمه علیها السلام وارد شدم در حالی که مقابل او لوحی با اسماء اوصیای از فرزندانش مکتوب قرار داشت، آنها را شمردم دوازده نفر بودند، یکی از آنها قائم علیه السلام بود و سه نفر محمد و چهار نفر علی و ...».6

دسته سوم: روایاتی که فقط در منابع اهل سنت ذکر شده است

جوینی نقل کرده که نعسل یهودی به پیامبر عرض کرد: از وصی خود به ما خبر بده؛ چرا که برای تمامی پیامبران وصی و جانشین بوده است و نبی ما یوشع بن نون را وصی خود قرار داد؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در جواب فرمود: «همانا وصی و خلیفه بعد از من علی بن ابی طالب علیه السلام است و بعد از دو فرزندش حسن و حسین علیهما السلام و بعد از آن دو  امام دیگر از صلب حسین علیه السلام هستند؛ نعسل می‌گوید: ای محمد صلی الله علیه و آله و سلم نام آن  نفر را برایم بگو: پیامبر هم نام یکایک آنها را بیان کرد...»7 همچنین بخاری به سند خود از جابر بن سمره نقل کرده که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: « یکون اثنی عشر امیراً . فقال کلمه لم اسمعها، فقال أَبی: انه قال: کلهم من قریش؛ دوازده امیر خواهد بود. آنگاه سخنی گفت که من آن را نشنیدم. پدرم گفت : پیامبر فرمود: همه آنان از قریشند».8

نتیجه :

1. چه بسا ذکر نام این اسامی مبارک سبب می‌شد حریصان به حکومت و ریاست، به نسل کشی بپردازند.

2. خداوند متعال اصول را به صورت کلی و عمومی در قرآن کریم ذکر نموده و تشریح و تبیین مصادیق و جزئیات آن را به عهده پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم و ائمه معصومین علیهم السلام گذاشته است.

3. با این که نام امامان ما  به طور صریح در قرآن نیامده، ولی ما احادیثی داریم که نام آن بزرگواران را ذکر کرده و این احادیث متواتر و مورد قبول شیعه و اهل سنت است، همچنین آیاتی داریم که خصوصیات آن بزرگواران را طوری بیان فرموده که جز بر امامان دوازده گانه شیعه، به هیچ عنوان بر کسی دیگر تطبیق ندارد.

4. یقینا می توان گفت اگر در آیاتی به طور صریح نام امامان ذکر شده بود، کسانی بودند که در مصادیق آن تردید ایجاد می‌کردند و یا آنها را توجیه و تاویل می‌کردند.

پی نوشت ها:

  1. جهت اطلاع بیشتر به قرآن کریم، سوره مبارکه قصص، آیات اول به بعد و تفاسیر مختلف این آیات مراجعه فرمایید.
  2. جهت اطلاع بیشتر به کتاب سیره پیشوایان مراجعه شود.
  3. کلینی ، محمد بن یعقوب(1429ق) اصول کافی. ج 2، بیروت: دارالحدیث،کتاب الحجه، ص 8.
  4. صدوق، ابن بابویه(1376) امالی، مترجم محمد باقر کمره ای، چاپ ششم، تهران: کتابچی، ص 111؛ حنبل ، احمد بن حنبل(1416ق)مسند .ج۱، قاهره: دارالحدیث، ص۳۹۸.
  5. مجلسی، محمد باقر(1403ق)بحارالانوار. ترجمه موسوی همدانی، ج36، تهران: کتابخانه مسجد ولی عصر، ص 251.
  6. ابن بابویه، محمدبن علی(1413ق)من لا یحضره الفقیه. ج 4، چاپ دوم، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، ص 180، ح 5408؛ نوری، حسین بن محمدتقی(1408ق) مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل. الخاتمة ج‏5، قم: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ص 418.
  7. جوینی، ابراهیم بن محمد(1398ق) فرائد المسطین. ج 2، بیروت: انتشارات موسسه المحمودی، ص 134.
  8. بخاری، محمد بن اسماعیل(1410ق) صحیح بخاری. ج 8، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ص 127، کتب الاحکام باب الاستخلاف، ح 7223.

نظرات

captcha